کلبه آبی

مدیر وبلاگ : فرزاد

ایگو یا خود

یکشنبه 30 دی 1386  ساعت: 12:01 ب.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

نظرات() 

کنترول خواست ها و امیال از سرچشمه ناخودآگاه و در واقع بخش خود یا ایگو می آید. یک فرد سالم انسان زندگی ذهنی خود را با خواست جامعه تطبیق می دهد. گروه هایی از مردم که درون چارچوب موازین انسانی و قوانین اجتماعی زندگی می کنند، مردم متمدن شناخته می شوند. این ها طبقاتی از انسان ها هستند که مرز های خود ( ego boundries ) برخوردارند.
اما باید دانست که این کنترول، اندازه دارد. اگر ما تمام خواسته های  خودمان را برای همیشه کنترول کنیم، مرتاض شده ایم. کنترول تمام خواسته ها و عدم ارضای آنها ریاضت است. ریاضت، شیوه ای از زندگی است که در مکتب اسلام حرام به شمار آمده است.
یعنی نرمال و هنجار این است که ما خواسته های خود را کنترول می کنیم و در جا و به موقع مناسب آن را اجرا می کنیم. مثلاً دختر کوچکی را در نظر بگیرید که در کلاس درس یک ساعته تشنه می شود. او باید حداکثر یک ساعت صبر کند که آب بنوشد. او برای همیشه از نوشیدن آب صرف نظر نمی کند وگرنه او مرتاض است.
ما خواسته های خودمان را باید انجام دهیم، اما هر یک را در زمان مناسب و مکان شایسته و بر وفق موازین مطلوب جامعه.

ادامه مطلب


نوشته شده توسط:فرزاد

ویرایش:--

سازمان های ناخودآگاه

شنبه 29 دی 1386  ساعت: 12:01 ب.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

نظرات() 

در ناخودآگاه، سه بخش یا سازمان تعریف می شود : 1- نهاد ( id ) که خود شامل دو غریزه می شود {1- غریزه زندگی  2- غریزه مرگ }
2- خود ( ego )
3- فراخود ( super ego )

نهاد
قسمتی از ناخودآگاه ماست که دو غریزه در آن قرار دارد : الف -  غریزه زندگی که اروس ( erros ) نام دارد و لی بیدو یا انرژی زندگی آن را هدایت می کند.
ب -  غریزه مرگ که تاناتوس ( thanatos ) نام دارد و انرژی هدایت کننده آن موروبیدو ( morbido ) نام دارد.
انسان موجودی است که غرایز بر او تاثیر دارد. اما تمامی رفتار ما تحت تاثیر غرایز نیست. غریزه زندگی، بخش مثبت و زندگی طلب اید است.تمامی تمایلات و احساسات انسانی که زندگی را می جوید و دوام آن تضمین می کند در این بخش و زیر تاثیر انرژی لی بیدو است. امیال و خواسته هایی چون لذت بردن، شادمانی، تنفس، خورد و غیره از این دسته اند.
کسی که از آرزوها و امیال زندگی خواهانه برخوردار است، از دید ما لیبیدینال( libidinal ) است. کسی که چنین صفتی دارد، علامت سلامتی را نشان می دهد. منظور ما از این واژه این است که فرد متصف به این صفت زنده است، با نشاط و شاداب است. میل دارد که به زندگی خود برای سال ها ادامه دهد.
بنابراین علامت سلامتی میل شادمانی، عشق به زندگی، غشق به بچه ها، میل به خرید چیزهای تازه، کاشتن گل و نظایر این هاست.
در جهت مخالف این غریزه، غریزه مرگ  یا تاناتوس است. میل به خودکشی، غمزدگی، رکود و خمودگی، میل به گریستن دائمی از غریزه مرگ و تحت تاثیر انرژی موربیدو است.
ما به چنین فردی که علامت های بیماری را نشان می دهد، موربیدینال( morbidinal ) می گوییم.
در حالت عادی، یک فرد نرمال و بهنجار بیش از موبیدو، از لی بیدو برخوردار است. در حالت بیماری مثلاً در افسردگی، این موازنه مثبت بهم می خورد. موربیدو بر لی بیدو فزونی می گیرد و برتری می یابد.
فرد افسرده به هیچ بهایی زندگی را نمی خواهد. دائماً در فکر تیغ و طناب و تریاک است که خود را از شر زندگی برهاند.
 بچه های کوچک نظیر نوزادان، سراپااید هستند. همیشه می خواهند. مثلاً شیر می خواهند بی نهایت ! بدان دلیل که معده شان پر می شود، می خوابند و گرنه سیر که نمی شوند! شکلات می خواهند به طول چند متر! این قدر که تمام نشود. مادر را می خواهند برای تمام لحظات و تنها برای خودشان. مادر را بغل می کنند، می گویند : مامان مال منه !
وحال آنکه هیچ کدام از ما مال خودمان یا خانواده مان نیستیم، ما به مردم تعلق داریم. بچه های کوچک مثلاً دو  سه ساله چنین ادراکی ندارند.
ما در حدود دو سالگی میل بی نتهای بچه ها را تصحیح و تحدید می کنیم. به آنها می گوییم بیش از دو عدد آب نبات نمی شود خورد. بیش از نیمی از شیشه شیر را نمی توان خورد.اگر زیاد بخوری استفراق می کنی.به آنها یاد می دهیم که مامان به بچه های خانه تعلق دارد. علاوه بر این کارهای شخصی هم دارد.
بچه ها به تدریج می فهمند که در زندگی چه غصه هایی وجود دارد. آب نبات کم باید خورد. شیر کم باید خورد، مامان تنها مالما نیست! این مقطع آشنایی با واقعیت زندگی است. در این دوره است که کنترول یا خود ( ایگو ego ) شروع به فعالیت می کند.


ادامه مطلب


نوشته شده توسط:فرزاد

ویرایش:--

روانکاوی

پنجشنبه 27 دی 1386  ساعت: 03:01 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

نظرات() 

راه دیگری برای شناخت ناخودآگاه فرآیندی است که به روانکاوی موسوم است. در این فرآیند فرد روی نیمکتی دراز می کشد و در مدت سه ربع تا یک ساعت وقت مقرر در آرامش به ناخودآگاه خود نفوذ می کند و حرف هایی می زند که مپرس !
هیپنوتیزم که نوعی خواب است نیز راه ورود به دریای ناخود آگاه است.
یک سوال اساسی در همین جا مطرح است و آن این است که اساساً چرا ما می خواهیم به نا خودآگاه راه پیدا کنیم و محتویات آن را بشناسیم. پاسخ این است که چنانچه قبلاً هم اشاره شد، کلیات محتویات ناخودآگاه هر کسی، تمامیت شخصیت او را می سازد.
آنچه از آغاز تولد و شاید پیش از آن در ذهن خود ضبط کرده ایم، اعم از خاطره ها و وقایع، رویاها، پاسخ های گوناگون به محرکه های محیطی، عشق ها، سرخوردگی ها، کامیابی ها، آموزه های فرهنگی، حوادث تاریخی و شمار کثیری از رخ داده ها درون دریای ناخودآگاه وجود دارد. این مجموعه ناخودآگاه  ما را می سازد، لذا بررسی آن مهم است.
در روانکاوی می توان فشار هایی را که از سر چشمه ناخودآگاه وارد می شود، کاهش داد و به محتویات آن تغییر شکل هایی داد .
ناخودآگاه یک ایرانی با یک آلمانی یا فرانسوی یا سوئدی تفاوت دارد. چگونه حرف زدن، برخاستن یا نشستن، چگونه نگریستن یا خندیدن در ناخودآگاه خاص ما ضبط شده است که با ناخودآگاه و ضبط های معادل یک آمریکایی فرق دارد.
در ناخودآگاه، تمام خاطره های درون رشد ما مضبوط است. خاطراتی از اولین لحظات تولد، مربوط به موضوعاتی از قبیل دلبستگی، اعتماد، عشق، وابستگی، خودشیفتگی و دیگر مبانی رشد به ویژه همانند سازی بسیار مهم است.
مثلاً این که در دوران کودکی پسر بودن یا دختر بودن را چگونه به ما یاد داده باشند، تاثیر اساسی در چگونگی مردانگی یا زنانگی ما دارد.



نوشته شده توسط:فرزاد

ویرایش:--

لغزش زبان

سه شنبه 25 دی 1386  ساعت: 02:01 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

نظرات() 

از راه های دیگر و معتبر شناخت ناخودآگاه، کامات و جملاتی است که بی اراده بر زبان جاری می شوند و معمولاً گوینده به سرعت از آنها رد می شود یا چنان وانمود می کند که این لغزش زبان اشتباه در ادای کلمات بوده است.

لغزش زبان یا "اشتباه لپی" تجلی ناخودآگاه گوینده است.

اگر لغزش زبان کسی محتوای آزار دهنده ای دارد، بدانید در واقع شخصیت او اساساً دیگر آزار است. اما با ترفندهایی از خود، چهره دیگری نشان می دهد. این کلمات که ناگهان از دهان خارج می شود، در واقع مستقیماً از ناخودآگاه آمده اند. پس مراقب کلمات بی اراده باشید، زیرا این کلمات دست ما را رو می کنند! آبروی ما را می ریزند.



نوشته شده توسط:فرزاد

ویرایش:--

مقایسه نمادگرایی در زن و مرد

یکشنبه 23 دی 1386  ساعت: 06:01 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

نظرات() 

به نظر می رسد که خانم ها بیش از آقایان از نماد سود می برند. آقایان خواب هایی واقعگرایانه دارند. بنابر عقیده خانم مارگرت مید، این ویژگی به روان شناسی زنان باز می گردد. زنان بیشتر به زبان استعاره سخن می گویند( سری و رازآمیزند). این مختصات روان شناسی زنان، زمینه نمادگرایی زنان در خواب است. زنان میل ندارند که هر چیزی را به راحتی بازگو کنند، در حالی که مرد به روراستی و سفره دل باز کردن، عادت و افتخار دارد.
به نظر می رسد که زنان ابتدا فکر می کنند، بعد سخن می گویند، اما مردان اول حرف می زنند بعداً اگر وقت کنند به آن فکر می کنند که اغلب هم وقت فکر کردن ندارند !
خواب مرد ها نیز بازنمایی زندگی بیداری آنهاست. متن نمایشنامه خواب مردان از کمترین نمادها سود برده است. در خواب آنها همه چیز را واضح و روشن می توان دید.
رویای خانم ها، طولانی، نمادین و دارای چندین نمایشنامه در هم فشرده است. در رویای خانم ها با مکانیزم ادغام ( condensation ) روبه رو هستیم. این مکانیزم چنان است که در یک رویا صحنه ها متعدد، تلخیص شده و بر روی هم قرار گرفته اند. به دلیل وجود این مکانیزم است که خانم ها رویای پیچیده ای دارند. از قدیم الایام عقیده عامه مردم این بوده است که رویای زنان معنای معکوس دارد. این کلام چندان بیراه نیست. این تعبیر بر اثر پیچیدگی رویای زنان است. مثلاً اگر زنی در رویا دیده است که با ده طبقه پوشش از خیابانی رد شده است، میل او آن است که با حداقل پوشش از خیابان عبور کند.


ادامه مطلب


نوشته شده توسط:فرزاد

ویرایش:--

  • کل صفحات: 3
  • 1  
  • 2  
  • 3  

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

نظرسنجی

  • مطالب این وبلاگ چطوره





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات