تبلیغات
کلبه آبی - مرگ ناشی از منفی بودن
کلبه آبی

مدیر وبلاگ : فرزاد

مرگ ناشی از منفی بودن

چهارشنبه 12 مهر 1385  ساعت: 04:10 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

نظرات() 

هنگامی که تام راث و دان کلیفتون نوشتن کتاب « سطل شما چقدر پر است ؟ » را شروع می کردند، اولین سوالی که تام از دان پرسید این بود : « چرا مطالعه را با چه چیزی در آدمها درست است شروع کرد ؟ » دان سوال او را بدون لحظه ای تردید جواب داد ــ بازنگری یک تحقیق ویژه، مرکز توجه زندگی شخصی و حرفه ای او را به طور کامل دگرگون ساخته بود و این تحقیق مربوط می شد به ماجرایی که نه الهام بخش بود و نه مثبت :

به دنبال جنگ کره، سرگرد ( دکتر ) ویلیام ای .  ِمیر که بعدا ریاست بخش روانپزشکی ارتش آمریکا را بر عهده گرفت، در بررسی مسایل جنگ، هزار زندانی آمریکایی را که در اردوگاه کره شمالی در بازداشت به سر می بردند مورد مطالعه قرار داد. او بویژه به بررسی یکی از شدید ترین و موثرترین موارد روانشناسی ثبت شده در جنگ علاقه مند بود که ضربه ای ویران کننده بر شخص مورد آزمایش وارد می ساخت .

سربازان آمریکایی در اردوگاه هایی نگه داشته می شدند که براساس استاندارد های آن زمان هیچ گونه رفتار ظالمانه یا غیرعادی در آنها مشاهده نمی شد. زندانیان سرپناه مناسب، غذا و آب کافی در اختیار داشتند. آنها با هیچ یک از روش های متداول آن زمان مانند فرو کردن شاخه های نازک خیزران در زیر ناخن ها مورد آزار و شکنجه قرار نمی گرفتند. در واقع در اردوگاه های جنگ های بزرگ در سراسر تاریخ موارد بسیار کمتری از آزارهای جسمانی گزارش می شد.

پس چرا این همه از سربازان امریکایی در این اردوگاه ها می مردند ؟ اردوگاه آنها توسط نگهبانان مسلح یا بوسیله سیم های خاردار محاصره نشده بود. با این حال هیچ سربازی برای فرار حتی تلاشی نکرد. از سوی دیگر این مردان مرتباً از مقررات نظامی گروه خود تخلف کرده، با افراد همرزم خود به مخالفت می پرداختند و گاهی وقت ها با زندانبانان کره ای روابط دوستانه  نزدیک برقرار می کردند.

هنگامی که سربازان باقی مانده به یک گروه صلیب سرخ در ژاپن تحویل داده شدند، به آنها اجازه داده شد به کسانی که دوستشان دارند تلفن بزنند و زنده بودن خود را خبر دهند شمار بسیار اندکی از آنها زحمت این کار را به خود دادند. پس از برگشت به خانه، سربازان هیچ گونه دوستی یا رابطه ای با یکدیگر برقرار نکردند. به نظر  ِمیر هریک از این مردان از نظر روانی « در سلولی انفرادی ... بدون فولاد و بتن زندانی بودند .»

ِمیر بیماری جدیدی را در میان این زندانیان کشف کرده بود ـ بیماری نومیدی شدید. برای یک زندانی در این اردوگاه غیر عادی نبود که در کلبه خود بی هدف پرسه بزنند، ناامیدانه به اطراف نگاه کند و به این نتیجه برسد که در تلاش برای زنده بودن هیچ فایده ای وجود ندارد. پس به گوشه ای پناه ببرید، بنشینید، پتویی روی سرش بکشید و در کمتر چند روز بمیرد .

سربازان به درستی آن را « از دست دادن انگیزه ها » می نامیدند. پزشکان آن را تحت عنوان « میراسموس » نام گذاشتند که در کفتار میر « کمبود مقاومت، بی واکنشی » معنی شده است. اگر سربازان کتک می خوردند یا مورد ناسزا قرار می گرفتند، خشم در آنها انگیزه زیستن به وجود می آورد. اما در نبود انگیزه، آنها به سادگی می مردند در حالی که هیچ گونه دلیل پزشکی برای مرگ آنها وجود نداشت .

با وجود شکنجه بدنی نسبتا بسیار کم در اردوگاه های زندانیان جنگ آمریکا و کره شمالی ، « میراسموس » میزان مرگ را در میان این زندانیان جنگ ارتش ایالات متحده . حیرت آورتر این بود که نیمی از این سربازان فقط به دلیل تسلیم شدن می مردند. آنها از نظر روانی و جسمی کاملاً تسلیم شده بودند .« میراسموس » میزان مرگ زندانیان آمریکایی را در اردوگاه های کره شمالی تا 38% بالا برد ـ بالاترین رقم در تاریخ ارتش ایالات متحده .

این جریان چگونه می توانست روی دهد ؟ جواب در ترفند های روانی شدیدی پیدا شد که نیروهای کره شمالی به کار می بردند. روشی را که آنها به کار می گرفتند میر تحت عنوان « سلاح نهایی » جنگ تعریف می کند.

« سلاح نهایی »

میر گزارش داد هدف کره ای ها این بود که سربازان، حمایت های عاطفی را که از روابط میان افراد به وجود می آید از دست بدهد . نیروهای کره ای برای رسیدن به این هدف چهار روش اساسی را به کار می بردند.

  •  خبر چینی

  • عیب جویی از خود

  • از بین بردن وفاداری به مقام بالاتر و کشور

  • جلوگیری از دریافت هرگونه حمایت عاطفی مثبت

برای تشویق خبر چینی، نیروهای کره شمالی از دادن جوایزی مثل دادن سیگار به زندانیان خبرچین استفاده می کردند. اما متخلف یا خبر چین،هیچ یک مورد تنبیه قرار نمی گرفتند ــ مراقب های کره ای این کار را به دلیل متفاوتی تشویق می کردند. منظور آنها از بین بردن روابط دوستانه سربازان و قراردادن آنها در مقابل یکدیگر بود. نیروهای کره ای دریافته بودند که اگر سربازان تشویق شوند روزانه از سطل های دوستان خود کم کنند می توانند به یکدیگر آسیب برسانند.

 

برای افزایش عیب جویی از خود، کره ای ها گروه های 10 یا 12 نفری از سربازان تشکیل می دادند و روشی را که میر تحت عنوان « فساد در روان درمانی گروهی » تعریف کرده است در مورد آنها به کار می بردند. در این جلسه ها از هر مرد خواسته می شد در برابر گروه خود به همه کارهای بدی که انجام داده است و همین طور به همه کارهای خوبی که می توانسته انجام دهد ولی نداده است اعتراف کند.

مهم ترین قسمت این روش این بود که سربازان نه در برابر افراد کره شمالی که در برابر افراد همرزم خود اعتراف می کردند . به این ترتیب افراد کره شمالی از راه فرسایش زیرکانه علاقه، اعتماد، احترام و پذیرش اجتماعی میان سربازان آمریکایی، محیطی را به وجود می آوردند که در آن سطل های رضایت مندی پیوسته و بی رحمانه خالی می شدند.

سومین روش اصلی که کره ای ها به کار می گرفتند، از بین بردن وفاداری سربازان به مقام رهبری و کشور بود. این کار با سست کردن تدریجی و پیوسته وفاداری سربازان نسبت به مافوق شان شروع می شد.

نتیجه وحشتناک بود. در یک مورد سرهنگی به یکی از افراد خود دستور داد آبی را که از یک مزرعه برنج بود ننوشد زیرا می دانست موجودات زنده درون آن آب ممکنست باعث مرگ وی شود. سرباز با نگاهی به سرهنگ گفت : « رفیق تو دیگه سرهنگ نیستی؛ تو هم مثل من فقط یک زندانی کثیف هستی. تو مراقب خودت باش، من هم از خودم مراقبت می کنم.» سرباز چند روز بعد به علت ابتلا به اسهال خونی فوت کرد.

در مواردی دیگر، هنگامی که یکی از سربازان سه همرزم به شدت بیمار خود را در برابر چهل نفر از همقطاران از کلبه بیرون می انداخت تا در خارج از کلبه بمیرند، هیچ یک از آن چهل نفر کاری برای افراد همگروه خود انجام ندادند. چرا ؟ زیرا « این کار به آنها مربوط نمی شد.» روابط دوستانه میان آنها از بین رفته بود؛ سربازان دیگر اهمیتی برای یکدیگر قائل نبودند.

اما روش جلوگیری از رسیدن هرگونه کمک عاطفی مثبت به سربازانی که غرق در احساسات منفی بودند، شاید خالی کردن سطل آنها در کامل ترین و بدخواهانه ترین شکل آن بود. اگر نامه ای دلگرم کننده برای سربازی می رسید، مراقبان به او نمی دادند. ولی همه نامه های ناراحت کننده ــ مانند نامه هایی که خبر از مرگ خویشاوندی داشت، یا مثلا نامه ای که در آن همسر زندانی نوشته بود از بازگشت وی ناامید شده و تصمیم به ازدواج دوباره گرفته ـــ فورا به زندانی تحویل دادهت می شد.

مراقب ها حتی صورت حسابهای پرداخت نشده سربازان را در کوتاه ترین زمان به دست آنان می رساندند . تاثیرات ویران کننده بود : این سربازان دیگر انگیزه ای برای زندگی نداشتند و هرگونه ایمانی را به خود و آنانی که دوست می داشتند از دست می دادند، اعتقاد به خدا و کشور که دیگر جای خود را داشت. به کفته میر « افراد کره شمالی سربازان امریکایی را در عوض نوعی انزوای عاطفی و روانی قرار می دادند که ما هرگز ندیده بودیم . »

مطالعه مثبت بودن

تحت تاثیر این داستان شکنجه روحی و ناکامی ـــ و شاید به این امید که رنج این سربازان و از دست دادن جانشان بیهوده نبوده باشد ـــ دان کلیفتون و همکارانش تصمیم گرفتند جهت مخالف این رفتار وحشت انگیز را مورد مطالعه قرار دهند. آنها در این اندیشه بودند که اگر مردم به راستی ممکن است تحت فشار های منفی بی امان از پای در آیند، آیا ممکن است تحت تاثیر جریان های مثبت در همین سطح تعالی یابند و به مرتبه ای بالاتر برسند ؟ در واقع آنها می پرسیدند :

آیا مثبت بودن می تواند اثری حتی قوی تر از منفی بودن داشته باشد ؟

تحقیقات آنها برای جواب به این سوال، نظریه ملاقه و سطل را به وجود آورد.

 

 



نوشته شده توسط:فرزاد

ویرایش:چهارشنبه 12 مهر 138504:10 ق.ظ

chaturbatefreetokenshack.com
دوشنبه 13 شهریور 1396 11:50 ق.ظ
My family always say that I am killing my time here at web,
except I know I am getting knowledge all the time by reading such good content.
Alfonso
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:58 ب.ظ
Greetings, I believe your site could be having web browser compatibility problems.
When I take a look at your blog in Safari,
it looks fine however, if opening in IE, it has some overlapping issues.
I merely wanted to provide you with a quick heads up!
Other than that, wonderful blog!
std testing centers
یکشنبه 4 تیر 1396 10:28 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب ابتدا آیا نه کار
خوب با من پس از برخی از زمان. جایی درون جملات شما در واقع
موفق به من مؤمن متاسفانه فقط برای کوتاه در
حالی که. من هنوز کردم مشکل خود را با فراز در مفروضات و یک ممکن است را خوب به کمک پر کسانی
که معافیت. در صورتی که شما که می توانید
انجام من خواهد قطعا بود مجذوب.
Marcella
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 10:32 ب.ظ
Howdy, i read your blog from time to time and i own a similar one and
i was just curious if you get a lot of spam responses?
If so how do you reduce it, any plugin or anything you can suggest?
I get so much lately it's driving me crazy so any help is very much appreciated.
مسعود
چهارشنبه 19 مهر 1385 12:10 ب.ظ
سلام خوبی
آقا با آدرسی كه گذاشتم برو به وبلاگم ببین تبلیغات tk رو برداشتم........
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

نظرسنجی

  • مطالب این وبلاگ چطوره





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو